فلسفه و سیاست

چند جمله جالب

یک انسان گرسنه را آزاد خواندن، در واقع مسخره کردن اوست.  نهرو

مردی که دین خود را بدون بررسی آن قبول می کند مانند گاوی است که اجازه می دهد یراقش کنند و زیر بارش برند!   ولتر

قله ای که فتح شود تبدیل به تفریحگاه عمومی می شود.  ؟

شرارت چهره های زیادی دارد, هیچکدامشان به اندازه پاکدامنی خطرناک نیست.   ؟

بازنده ها کسانی هستند که از باختن خیلی می ترسند, آنقدر که حتی امتحان هم نمیکنند.

24/11/90


تمدن 2500 ساله!

بسمه تعالی

با توجه به اینکه در ایام پیروزی انقلاب هستیم این مطلب به ذهنم رسید:

تا حالا هیچ دقت کرده اید هر وقت صحبت از تاریخ و سابقه و فرهنگ باشه، ما (ایرانیها) میشیم صاحب تمدن قدیمی و کهن و چند هزار ساله و ... ولی وقتی صحبت از سیاست و حکومت باشد یکهو همین "تمدن کهن" تبدیل میشه به "2500 سال پادشاهی طاغوتی"؟

خیلی جالبه که چیزهای واحد، تفسیرهای مختلف دارند. به قول یک دوست: (از نظر حکومت)انگار تاریخ ما فقط از سال 57 شروع شده است.

ولی جدای از جنبه سیاسی قضیه، یک سوال: ما واقعا چه چیزی از "تمدن باشکوه" خود به ارث برده ایم؟ کدام حسن خلق و اوصاف عالی را اینروزها در جامعه می بینیم؟و خود برای رسیدن به یک جامعه آرمانی چه کارهائی می کنیم؟


مرگ دیکتاتور!

بسمه تعالی

قذافی هم مرد. همه نهایتا روزی می میریم. استیو جابز هم دو هفته قبل درگذشت. (دلم نمی آید بگویم مرد) صادقانه, آنقدر که از وفات استیو جابز ناراحت شدم از مرگ قذافی خوشحال نشدم. اما جالب است که این دو مرگ مثل هم نیست. شاید هر دوی اینها برای خیلی ها غیر متظره بود. اما استیو جابز برای مردم و قذافی برای خودش!

دیکتاتورها فکر می کنند تا ابد زنده اند. برای همین فقط به فکر خودشانند. اما شخصی مثل استیو جابز می داند که رفتنی است و شاید خیلی زود هم برود برای همین هم فکر مردم و دیگر انسانهاست و کارهای ناتمامی که دارد.

در این میان فقط درسی است که دیکتاتورها از تاریخ نمی گیرند!!


عید فطر مبارک

بسمه تعالی

 

ماه رمضان هم تمام شد و انگار مسلمانی ما هم تمام شد.

      در ماه رمضان نماز و عبادت و مناجات بیشتر می شود، هر دو نفری که به هم می رسند « نماز و طاعات قبول» به هم می گویند. تلویزیون آنقدر غرق برنامه های دینی می شود که حتی مجالی برای «فوتبال اروپا» باقی نمی ماند، مساجد برای برگزاری مراسم شب قدر و احیا و اعتکاف غبار روبی و چادر کشی می شود و ... خلاصه ماه رمضان مظهر مسلمانی است و بعد از آن زندگی به حالت اول برمی گردد.

      ما مسلمانان فکر می کنیم اسلام فقط دین عبادت کردن است. دروغ می گوئیم، سر همدیگر کلاه می گذاریم و خلاصه مرتکب هزار گناه کوچک و بزرگ می شویم و بعدش با یک «شب احیا» می خواهیم همه گناهان ما بخشیده شود و جالب آنکه فردایش دوباره همان کارها را انجام می دهیم. غافل که اسلام دین زندگی است و عبادت فقط جنبه ای از دین است. عبادت برای این است که مراتب بندگی خود را نشان دهیم نه آنکه طمع خام به بهشت داشته باشیم.

      اگر مسلمان واقعی هستیم شادی ما باید بیشتر از غم باشد و وجود خدا را در یکایک افراد ببینیم و آنچنان که شایسته انسان است رفتار کنیم. آیا واقعاً فکر می کنیم بهشت فقط مخصوص مسلمانان است یا جایگاه هر انسانی که رفتار شایسته داشته باشد؟ ما در برخورد با افراد، آیا رفتار و برخوردشان را می بینیم و می سنجیم یا اول از دین و مذهبشان می پرسیم؟

      البته هر دینی برای پیروانش محترم است و اسلام هم آخرین و بهترین آنهاست ولی منظور از این مطالب این است که ما جوری رفتار کنیم که دیگران از رفتار ما تشخیص بدهند ما مسلمان هستیم نه صرفاً از روی آداب دینی ظاهری ما که متاسفانه به نظر نمی آید فعلاً (حداقل در حد کمال) اینگونه باشد. و من شخصاً حکومت را مسئول خیلی از رفتار اجتماعی می دانم چون خودش (بعنوان یک کل و راهبر جامعه) نمونه و الگوی کاملی از اسلام ارائه نمی دهد.

      بهرحال انشااله که همه ما مسلمان واقعی باشیم و عملاً نشان دهیم که مسلمانیم. و عید فطر هم مبارک باشد.

 


«بازتعریف»!

بسمه تعالی

پس از حدود سه ماه دوری اجباری از اینترنت (به دلایل فنی!) مجدداً این فرصت فراهم شد که بتوانم مطلب بنویسم و امیدوارم بتوانم آنرا ادامه دهم. در این سه ماه هم اتفاق غریبی نیفتاد مگر آنچه که بود و هنوز هیچ کور سوی امیدی نیست. اوضاع هنوز تیره و تار است. براستی که بیشتر دانستن موجب بیشتر رنج بردن است. بخصوص وقتی که کاری از دستت بر نیاید. و نوشتن، لا اقل اندکی تسکین است.

     و اما «بازتعریف»: به نظر می رسد غیر از حرف و سخن امام، چیز دیگری برای عرضه نداریم و پس از آنکه قسمتی از سخنان امام (آنهم بصورت گزینشی) بعنوان «شاخص» مطرح شد، بایستی آنها را تکرار و تکرار و تکرار کنیم و جالبتر آنکه هر جورکه بخواهیم تفسیر کنیم.

 

      در طول تاریخ همیشه سوالات فلسفی و اساسی در زمینه های مختلف وجود داشته و اندیشمندان بسیاری نظرات خود را مطرح کرده اند و هر کدام از زاویه دید خود سعی در حل معما داشته اند و با اینکه این نظرات بعضاً متفاوت و حتی متضاد می باشد نمی توان هیچ کدام را یکسره رد کرد و همین اظهار نظر و نقد و طرح نظرات جدید، باعث تولید و پیشرفت علم می گردد ولی به نظر می رسد ما در یک دایره بسته گرفتار شده ایم.

     راستی اگر در علوم اسلامی مثل فقه و فلسفه و ... هم قرار بود ما به صرف اینکه یک عقیده و نظر، خوب به نظر می رسد به همان اکتفا کنیم و از ابراز عقاید و تحقیق و تفحص جلوگیری کنیم آیا باز هم اینهمه دانشمند و محقق و نام آور داشتیم که به آنها ببالیم. دانشمندانی که بعضاً در زمان خود نظراتشان کفرآمیز شناخته می شد ولی اکنون در زمره افتخارات ما محسوب می گردند مثل ملا صدرا و ابو علی سینا و ...

       راستی اگر قرار بود به صرف اینکه یک نظر خوب است بقیه از اظهارنظر و نقد و بررسی و تحقیق دست بکشند، دیگر چه نیازی به اینهمه مجتهد با رساله های مختلف داشتیم؟ خب، یک رساله را می گرفتیم و همان را هی تجدید چاپ می کردیم مردم هم از دلمشغولی اینکه کدام مرجع، اعلم تر است و احکام و فتاوای مختلف راحت بودند.


اعتماد توقیف شد.

بسمه تعالی

وقتی این خبر را از بیست و سی شنیدم واقعاً گیج شدم. آخر روزنامه اعتماد اگر چه در طیف اصلاح طلب قرار دارد ولی به قدری دست به عصا راه می رفت که صدای خوانندگانش را درآورده بود و از سانسور و اطلاع رسانی ناقص روزنامه گله داشتند و مسئولین روزنامه هم همیشه پاسخ می دادند که باید «بعضی مصالح»! را مراعات کرد.

خلاصه وقتی تلفنی با معاون مطبوعاتی ارشاد تماس گرفتند تا علت توقیف روزنامه را بیان کند، سراپا گوش شدم  ولی صحبتهای رامین فقط سر در گمی من را بیشتر کرد و هیچ علت واضحی را بیان نکرد: « ما قبلاً طی این هشت ماه بارها به این روزنامه تذکر داده بودیم و با توجه به رأفت اسلامی فقط به تذکر بسنده می کردیم ولی این روزنامه دست از فتنه گری! و اغتشاشگری! بر نداشت. در آمریکا و اروپا روزنامه نگاران متخلف را مادام العمر از کار در روزنامه ممنوع می کنند ولی ما بر اساس رأفت اسلامی فقط روزنامه را می بندیم و اینها باز می روند در جای دیگری مشغول کار می شوند.»

بسیار خرسندم از اینکه رامین بی پرده و صریح نظراتش را گفت تا همه او را بشناسند و ببینند چه افرادی با چه طرز فکری در مناصب امور قرار دارند.

همان موقع با اینکه اعتماد آنروز را خوانده بودم، دوباره شروع به ورق زدن و مرور خبرها کردم، یک گزارش در مورد ریگی و یکی درباره حمله به کوی دانشگاه داشت که احتمالاً علت توقیف است.

البته ابراهیم رها مثل همیشه همان طنز نیشدار خود را نوشته بود ولی چون قبلاً هم نوشته  بود و ایرادی نگرفته بودند، شاید علت توقیف نباشد.

بهر حال این هم ماجرای آزادی و دموکراسی و مطبوعات در کشور اسلامی و مدعیان اسلام.


دین چیست!؟

بسمه تعالی

یک سری جملات از برخی بزرگان در مورد دین، البته به نظر من این جملات نه در مورد ادیان آسمانی بلکه کلاً در مورد مابعدالطبیعه و آن خرافات و نیروهای آسمانی است که در طول تاریخ بشر رواج داشته و برخی با بهره گیری از آنها سواستفاده می کنند. بهر حال جملات جالبی است.

یک فیلسوف تابحال هرگز یک روحانی را نکشته است، در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را کشته اند.
"
دنیس دیروت

وقتی که مردم بیشتر آگاه می شوند،کمتر به روحانی و بیشتر به معلم توجه می کنند. 
"
رابرت گرین اینگر سول

دین بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است.
"
ناپلئون بناپارت

وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند، 
در دست شان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمین هایمان را داشتیم
پنجاه سال بعد،
ما در دست کتاب های مقدس داشتیم و آنها در دست زمین های ما را داشتند.
جومو کیانتا

مذهب، تنها برای بردگی انسان ها خلق شده است
"
ناپلئون

روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبیعى دو جنس حساسیت دارد،
اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد
"
سوزان ارتس

کشیش ها مى گویند که آنها به مردم بخشیدن و خیریه را مى آموزند.
این طبیعى است. چون آنها خود از پول صدقه مردم زندگى مى کنند.
همه گداها مى آموزند که مردم باید به آنها پول بدهند.
"
رابرت گرین اینگر سول

قسمت هایى از انجیل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند،
قسمت هایى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند.
"
مارک تواین

به من بگو قبل از تولد کجا بوده ای
تا به تو بگویم پس از مرگ کجا خواهی رفت.
"
نیچه
 
مذهب مردم را متقاعد کرده که : مردی نامرئی در آسمانها زندگی می کند
که تمام رفتارهای تو را زیر نظر دارد، لحظه به لحظه آن را.
و این مرد نامرئی لیستی دارد از تمام کارهایی که تو نباید آنها را انجام دهی،
و اگر یکی از این کارها را انجام دهی،
او تو را به جایی می فرستد که پر از آتش و دود و سوختن
و شکنجه شدن و ناراحتی است و باید تا ابد در آنجا زندگی کنی،
رنج بکشی، بسوزی و فریاد و ناله کنی!
... 
ولی او تو را دوست دارد. 
جورج کارلین


یکی از بزرگترین تراژدی های بشریت این است که اخلاقیات بوسیله دین دزدیده شده است
آرتور سی کلارک

مذهب ، آه خلق ستمدیده است،
قلب دنیای بی قلب و روح شرایط بی روح.
مذهب افیون توده هاست. 
"
کارل مارکس

آنجا که علم پایان می یابد،
مذهب آغاز میگردد. 
بنجامین دیزرائیلی


دین،
افساری است که به گردن تان می اندازند،
تا خوب سواری دهید،
و هرگز پیاده نمی شوند،
باشد که رستگار شوید !
"
کائوچیو


اولین روحانی جهان
اولین شیادی بود
که به اولین ابله رسید.
"
ولتر"


خوشمزگی تلویزیون!

بسمه تعالی

کار تلویزیون به جائی رسیده که برای برنامه «رو به فردا» تبلیغ می کند. آنهم با پخش تکه هائی از برنامه های گذشته و با شوخی ها و خوشمزگیهای بی مزه که اصلاً هیچ تناسبی با این برنامه ( به گونه ای که از آن سراغ داریم) ندارد. مثلاً می خواهند این برنامه را واقعی و جذاب و مردمی نشان دهند.

من که چشمم آب نمی خورد. هدف واقعی این برنامه و برنامه های اینچنینی چیست؟ آیا واقعاً تضارب آرا و مناظره آزاد است یا کلی آسمون ریسمون به هم بافتن و دست آخر نتیجه دلخواه گرفتن؟ جو جامعه هم که خود بهتر می دانید! به نظر می رسد همه به شدت! ارشاد شده اند!


← صفحه بعد